|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 15:7 توسط رضا دبیری نژاد
|
|
||
|
|
|
|
|
و با صبح یکی می آمد که رضای همه باشد
و هزار آهو و هزار صیاد راضی به ضمانت یک مرد میلادش مبارک |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 15:1 توسط رضا دبیری نژاد
|
|
||
|
|
|
|
|
این روزها دلم میخواهد خیلی چیزها بنویسم اما شلوغی و گرفتاری های هر روزه نمی گذارد
خبر اول آنکه پنجشنبه ساعت ۴ تا ۶ جشن میلاد امام رضا (ع) است و قرار است از محمد فراهانی استاد نقاش قهوه خانه و محمودماهرالنقش استاد طراح سنتی تقدیر شود خبر دوم امــــــــــــــــــــــــــــــــــــــروز بـــــــــــــــــــاران آمــــــــــــــد |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 15:20 توسط رضا دبیری نژاد
|
|
||
|
|
|
||||
|
در آستانه میلاد فرخنده امام رضا علیه السلام و همزمان با هفتاد و دومین سالروز وقف کتابخانه و موزه ملی ملک، چند قطعه از سکه های ولایتعهدی امام هشتم، در محل این موزه نمایش داده می شود
این سکه ها که در سال 202 هجری قمری (817 میلادی) در شهرهای سمرقند و اصفهان ضرب شده اند، از نوادر آثار تاریخی ایران به شمار می آیند. جنس آن ها از نقره است و رویشان عبارت "امیرالرضا ولیعهد المسلمین علی بن موسی بن علی بن ابی طالب" خوانده می شود
|
|||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 10:22 توسط رضا دبیری نژاد
|
|
|||||
|
|
|
|
|
هفته پیش کوشک احمدشاهی در نیاوران نمایشگاهی از عکسهای قاجاری مرتبط با کودکان از کلکسیون خصوصی آقای ایلیاتی کاشانی برگزار نمود
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 13:44 توسط رضا دبیری نژاد
|
|
||
|
|
|
|
|
آنسوی ابرها شهریست....
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 8:59 توسط رضا دبیری نژاد
|
|
||
|
|
|
|
|
دیشب گوینده رادیو می گفت امروز زادروز فردوسی است تعجب کردم تا حالا نشنیده بودم راست ودروغش گردن خودشان اما به هر حال بهانه جالبیست
یادش گرامی |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 6:41 توسط رضا دبیری نژاد
|
|
||
|
|
|
|
|
روز دوم زيارت نمي دانم چرا بلاگفا ياري نكرد چيزي بنويسم اما امروز حس آنروز را با دلتنگي مرور ميكنم
صبح قشنگي با لكه هاي ابر و نوازش نسيمي كه تن را جلا ميداد از در كه به در شدم حرم بود و به در كه درآمدم زيارت مي باريد همه چيز سلام بود حتا نقش ها و نگارها همه خواهش بود ومن همه خواهش هايم را فراموش كردم هرچه ميخواستم همه اينجا بود و زيارت يعني همين آنقدر حضور هست كه ديگر هيچ نيست همه چيز آرام بود در نگاه حتا دلتنگي همه چيز از دنيا جدا بود كه خود دنيايي ديگر بود بيرون كه مي شدي دلت مي گرفت كه همه غصه هاي عالم دوباره باريدن مي گرفت زيارت به سر آمده بود وحسرت دوباره بودن و شدن وجودت را گرفته بود حالا به حال همه دوستاني كه كحارشان آنجاست و هر روزشان زيارت است غبطه مي خورم كاش اين بودن عادت هر روزينه نشود عادتي كه لذت بودن را به فراموشي دهد |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 9:44 توسط رضا دبیری نژاد
|
|
||